چندی پیش برای تعطیلات به ساحل کارائیب رفته بودم. درحین مطالعه گاهی نگاهم به میخانهدار میافتاد که با حالی نزار و وارفته به دریا خیره شده بود. پیش خود گفتم درست مثل مارمولکی در حال آفتاب گرفتن است. مقایسهای که میان او و خودم انجام دادم، باعث شد احساس خوبی نسبت به خودم پیدا کنم. او بیکار بود و در واقع فقط وقت تلف میکرد در صورتی که من داشتم یک کار مفید انجام میدادم. مطالعه میکردم و چیزی یاد میگرفتم، خلاصه اینکه داشتم «جلو» میزدم.
برچسب:
نویسنده: میلاد پارسامنش
تاريخ: دوشنبه
27 شهريور
1402 ساعت: 0:16